خلاصه:
ادعای اینکه مهدی بازرگان حامی سازمان مجاهدین خلق بوده، گمراهکننده است. او در دوران نمایندگی مجلس و پس از استعفا از نخستوزیری، به عنوان میانجی و برای حفظ وحدت، با گروههای مختلف از جمله مجاهدین تعامل داشت و کمکهایی محدود ارائه کرد، اما این به معنای حمایت صرف یا یکطرفه نبود. نقش او بیشتر میانجیگری و حفظ ثبات بود و برخلاف کسانی که با مجاهدین همسو شدند، تا پایان عمر در ایران ماند و وارد مناقشات حزبی نشد.
شرح ادعا
کاربری در ایکس ادعا کرده است که مهدی بازرگان و پسرش عبدالعلی (پدر لیلی بازرگان)، به سازمان مجاهدین خلق، کمکهای مالی میکردهاند.
نتیجه بررسی
- برای بررسی این موضوع، نیاز است نگاهی به روند شکلگیری و تغییر رویکرد سازمان مجاهدین خلق و ارتباط آنها با مهدی بازرگان بپردازیم.
- سازمان مجاهدین در سال ۱۳۴۴ پایهگذاری شد و تا سال ۱۳۵۷ و پیروزی انقلاب، مواضع ضدسلطنتی داشت؛ اما در آذر ۱۳۵۸ آنها به قانون اساسی جدید رای ندادند و رویه مخالفت در پیش گرفتند.
- این رویه تا خرداد ۱۳۶۰ ادامه یافت و در نهایت، مجاهدین آن زمان بهصورت رسمی دست به اسلحه بردند و مبارزه نظامی را شروع کردند. شورای ملی مقاومت را نیز با هدف براندازی تاسیس کردند.
- بازرگان در این مدت کجا بود؟ او در آبان ۱۳۵۸ از سمت نخستوزیری استعفا داد و پس از آن، تا سال ۱۳۶۳ نماینده مجلس شورای اسلامی شد.
اکنون، سوال این است که آیا بازرگان زمانی که در جمهوری اسلامی مسئولیت داشته از مجاهدین حمایت میکرده و دلیل آن چه بوده؟
حمایتهای بازرگان از مجاهدین در زمان مسئولیت
مسعود رجوی در کتاب استراتژی قیام و سرنگونی اعتراف کرده که بازرگان باوجود تمام دعواها تا سال ۱۳۶۰ ، به سازمان مجاهدین کمک مالی میکرده است. (یعنی زمانی که نماینده مجلس بود.)

همچنین براساس کتاب سازمان مجاهدین خلق از درون، محمدمهدی جعفری از اعضای سابق نهضت آزادی، میگوید از خود بازرگان شنیده که به مجاهدین کمک مالی بسیار میکرده است.

خطاب بازرگان به هر دو گروه بود
- از سوی دیگر در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۰، بازرگان در یادداشت خود در روزنامه میزان، مجاهدین و مکتبیها را «فرزندان مجاهد و مکتبی عزیزم» خوانده بود و خطاب به روحانیون گفته بود: مکتبیها نیز، با همه تندی و تلخی و بدخلقی که دارید، از ما هستید.
- وی در جای دیگری خطاب به پیروان خط امام که معتقد به التقاط سازمان مجاهدین بودند، نوشت: اگرمجاهدین خلق التقاطی هستند و معتقدات اسلامی و انقلابی خود را اصرار دارند بر مبنای اصول مارکسیسم بنا نمایند و درخت ایدئولوژی آنها ریشه مارکسیستی دارد، درخت ایدئولوژی شما هم میوههای مارکسیستی دارد؛ زیرا که اهل قهر و انتقام و انهدام هستید که به هیچ وجه با روح اسلام دمساز نیست و عناد خاص با سود و مدیریت خصوصی داشته اگر دستتان برسد، هرچه سرمایه و مالکیت و معامله است از بین برده، کشور را یکسره ملی یعنی دولتی میکنید.

ماجرای نطق مجلس چه بود؟
- چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۶۰، مهدي بازرگان در مجلس، در نطق پيش از دستور، سخنانی گفت که به مذاق تندورها خوش نیامد و جو مجلس را به هم ریخت، در نهایت نیز مورد حمله دیگر نمایندگان قرار گرفت. او مجاهدین را جوانان جانباز خطاب کرد و اقداماتشان را «تلافیهای ناچارانه» و نتیجه «جلوگیری از آزادیها و فقدان امنیت برای مبارزه قانونی» دانست.
- اما قابل توجه است که بازرگان در این نطق نیمهتمام میگوید «هر طرف، گروه مقابل را منافق، مرتجع یا ضد اسلام و عامل امپریالیسم میخواند، نه روحانیون ارجمند و مکتبیهای غیرتمندمان از آمریکا وارد شدهاند و نه جوانان جانباز (مجاهدین) که بتوان مزدورشان خواند…» در اینجا دیگران حاضر همچون خلخالی فریاد اعتراض (مرگ بر بازرگان) سر میدهند و نطق نیمهتمام میماند.
- بنظر میرسد در این نطق، بازرگان همانطور که در روزنامه هر دو گروه را فرزندان خودش خوانده بود، بهنوعی سعی داشت هم از مکتبیها حمایت کند و هم از مجاهدین تا آتش شعلهورتر نشود.
بازرگان فقط حامی مجاهدین بود؟
- توسلی، دبیرکل نهضت آزادی درباره وقایع سال ۶۰میگوید: مهندس بازرگان نسبت به مسائل مختلف واکنش نشان داد ولی قهر نکرد. برای اینکه او میدانست حالا که در گام اول «استبداد سیاسی» با مشارکت روحانیت و همه ملت ایران در بهمن 57 برطرف شده و روحانیت با نگاه اسلام فقاهتی در قدرت حضور پیدا کرده، گام دوم «استبداد دینی» میتواند یک گام بلند دیگری برای رفع موانع توسعه در جامعه ما باشد.
- از سوی دیگر، طبق مطالب ارائهشده در موسسه امام خمینی، بازرگان به عنوان رهبر کبیر جنبش روشنفکری دینی تا پیروزی انقلاب یکی از پیشگامان مبارزات انقلاب اسلامی بود و در عرصه دین و سیاست، برای حفظ وحدت به همراه تعامل با سایر گروههای مبارز مثل روحانیت، گروههای چپ مثل سازمان مجاهدین خلق، تلاش میکرد.
همه این موارد، نشان میدهد که بازرگان نقش میانجیگری داشته و وارد مناقشات حزبی نمیشده است؛ اگر او حامی صرف مجاهدین بود، مانند بنیصدر از ایران خارج میشد، اما وی تا زمان مرگ در ایران ماند. دلیل استعفای او از دولت موقت نیز تسخیر سفارت آمریکا بوده. او با تندروی مخالف بوده و به همین دلیل، از هر دو جناح مورد حمله قرار میگرفتهاست.
بنابراین، ادعای کاربر مبنیبر اینکه بازرگان حامی مجاهدین بوده گمراهکننده است.
Fantastic beat I would like to apprentice while you amend your web site how could i subscribe for a blog site The account helped me a acceptable deal I had been a little bit acquainted of this your broadcast offered bright clear concept